لی الکساندر مک‌کوئن

رده : بیوگرافی, طراحی مد و لباس (فشن), وب نوشت
FavoriteLoading / بررسی فهرست ' rel='nofollow'> + افزودن به فهرست / بررسی فهرست

الکساندر مک‌کوئن

لی (به انگلیسی: Lee Alexander McQueen)، رتبه امپراتوری بریتانیا (۱۷ مارس ۱۹۶۹ – ۱۱ فوریه ۲۰۱۰) طراح مد اهل بریتانیا بود. وی بیشتر به خاطر طراح اصلی بودن در بین سال‌های ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۱ و ایجاد الکساندر مک‌کوئین معروف است. همچنین وی چهار بار برنده جایزه طراح مد سال بریتانیا شد (سال‌های ۱۹۹۶، ۱۹۹۷، ۲۰۰۱ و ۲۰۰۳) و همچنین طراح مد برتر جهان در سال ۲۰۰۳.

اگر تقویم مُد را از امروز ورق بزنیم و به عقب برگردیم، هر چند هفته یک بار اسم الکساندر مک کویین را می‌شنویم. انگار زنگی باشد که مدام در گوش اخبار باید تکرار شود. آخرین خبر این روزها موفقیت این برند در «جایزه بریتانیا» در قسمت برند و طراح لباس‌های فرش قرمز بود. برند الکساندر مک‌کویین چهار سال است که بنیان‌گذار خودش را از دست داده است، اما سرمشقی که مک کویین برای آن‌ها به جا گذاشته، هنوز اسم آن‌ها را در صدر بریتانیا نگه داشته است. میراث مک کویین برای برندش، بریتانیا و اگر بهتر بگویم «دنیای مُد» چیست؟



پر فروش ترین بلیت سال آینده، نمایش مک کوئین
آخرین نمایشگاه و ارائه از کارهایی که مستقیما طراحی خود الکساندر مک کویین بوده است، تحت عنوان «زیبایی رام نشده» در موزه‌ی متروپولیتن نیویورک به مدت سه ماه در سال ۲۰۱۱، یک سال بعد از مرگ الکساندر مک کویین به نمایش گذاشته شده بود. این نمایشگاه نه‌تنها مهم‌ترین و پراستقبال‌ترین نمایش این چند سال اخیر موزه بود ، بلکه مشهورترین نمایشگاه در تاریخ فشن تا به امروز لقب گرفته است. «زیبایی رام نشده» بهار ۲۰۱۵ در لندن هم به نمایش در می‌آید و از حالا اسم پرفروش‌ترین بلیت ۲۰۱۵ را از آن خود کرده و ۱۶ هزار بلیت پیش‌فروش شده است. زیبایی رام‌نشده مجموعه طراحی‌های او، از اولین روز کارش تا قبل از مرگش در ۴۰ سالگی است که سعی شده به سبک و سیاق خودش کارگردانی و به نمایش گذاشته شود. اما سبک و سیاق مک کویین چه مواد اولیه‌ای می‌خواهد؟


سبک و سیاق پسر یاغی
بیشتر کارشناسان و اطرافیان او معتقدند چیزی که مک کویین را از بقیه جدا کرد و اسمش را بر صدرسالن‌های مُد نشاند، مهارت او در قصه‌گویی است. او می‌تواند طرح یک لباس را بگذارد روبه‌رویتان و ذهن شما را در گفتن قصه‌ای برای این لباس روشن نگه دارد. می‌تواند با چند تکه پارچه و اسمی که قرار است رویش بگذارد، لباس «جک قصاب» * را بدوزد و بگذارد روبه‌روی تماشاگران و همه ازتخیل، خلاقیتش و از قصه‌ای که لباس تعریف می‌کند، به وجد بیایند. مک کویین به دنیای مُد اولین جلوه‌های ویژه را اضافه کرد. او موسیقی را با پارچه و تصویر و جادو‌های خودش تلفیق می‌کرد. مک‌کویین از جسورترین طراح‌های زمان خودش هم پیشی گرفت و این جسارت‌ها، در اولین قدم وقتی شروع شد که او مدرسه را در ۱۶ سالگی رها کرد و به خیاطی و یادگرفتن زیر و بم آن مشغول شد. سپس به کالج سنت مارتینز که مهد بسیاری از استعداد‌های بریتانیا بوده است، پیوست و از آن‌جا تا کاخ ملکه‌ی انگلستان پیش رفت. و در آن‌جا مقام شوالیه و نشان پیشرو در روند تازه‌ی مُد در اروپا را ازملکه دریافت کرد. این‌که چه کسی اولین بار او را فرزند یاغی مُد یا پسر تاریک فشن نامیده است معلوم نیست، اما هیچ چیز بیشتر از کارنامه‌اش او را مستحق لقب یاغی نمی‌کند. او علاوه بر قصه‌گویی، سعی داشت مُد را، از محدود بودن به اتفاقات دنیای فشن و داخل سالن کت‌واک بیرون بیاورد. پس سعی کرد دغدغه‌های مختلفش را در سطح اجتماعی، زندگی شخصی و اخبار روز روی لباس‌ها پیاده کند. حتی اگردغدغه‌اش بازیافت زباله و یا به پایان رسیدن عمرزمین باشد، برای بیانش از لباس‌ها استفاده می‌کند. اوبرای این کار در کت‌واک خودش از کلاه‌هایی استفاده کرد که از مواد بازیافتی ساخته شده بودند، اما به قدری هوشمندانه طراحی شده بود که مواد بازیافتی را برای اهالی مُد هم خواستنی کرد.


از دور و بر مک کویین
مک کویین کارش را با اتاق مُد ژیوانشی شروع کرد و کم‌سن‌وسال‌ترین طراح اصلی ژیوانشی شد. امابعد از مدتی از ژیوانشی بیرون آمد و تمرکزش را بر روی برند شخصی خودش گذاشت. او معتقد بود که ژیوانشی استعداد او را محدود می‌کند و قدرت پذیرفتن هر ریسکی را ندارد. هرچند که بعد از آن مک‌کویین با اتاق مُد گوچی هم همکاری کرد، اما وقتی او از پذیرفتن ریسک حرف می‌زند، دقیقا منظورش پذیرفتن ریسک‌های معمولی نیست. شاید برای شناختن مک کویین مثل هر کس دیگری باید نگاهی به آدم‌های دور و برش انداخت. او از تیم برتون برای همکاری دعوت کرد و مجموعه‌ای لباس با طرح‌های تیم برتون و او به صورت مشترک بیرون آمد و برای مجله‌ی «این-استایل» عکس‌برداری شد. ایمی مولینز، ورزشکار المپیک که پاهای خودش را از دست داده هم در خبر‌های مک کویین شریک است.ایمی مولینز پاهای فلزی‌اش را کنار می‌گذارد و از پاهایی استفاده می‌کند که مک کویین اختصاصی برای او در کت‌واک طراحی کرده است. پاهایی شکل چکمه و لباسی اختصاصی. مولینز از تجربه‌اش این‌طورمی‌گوید: «کنار گذاشتن پاهای آهنی و پوشیدن پاهای الکساندر مک کویین ریسک بزرگی بود. علاوه بر آن پاهایی که او برای من طراحی کرده بود، به شکل چکمه بود و بین بیننده‌های کت‌واک پرطرفدارترین چکمه شد، ولی کسی نمی‌دانست که این پاهایی است اختصاصی برای من.» خود مک کویین می‌گوید وقتی تصمیم گرفت که از مولینز استفاده کند، چیزی فراتر از استفاده از پاهای فلزی همیشگی او می‌خواسته و دوست داشته تا به او روحیه‌ی لطیف یک دختر را ببخشد. او می‌گوید: «اگر مثل بقیه شوها او با پاهای فلزی ظاهر می‌شد، در واقع من کاری نکرده بودم، نکته‌ی قضیه این‌جا بود که بتوانم چیزی را عوض کنم و تغییری به وجود بیاورم.» مک کویین رک و یک دنده‌ بود، اما با این وجود با تمام هنرمندانی که دوست داشتند روی فرش قرمز متفاوت باشند، همکاری داشته است. از کیت وینسلت تا سارا جسیکا پارکر و همه به یک نکته از اخلاق الکساندر اشاره می‌کنند. این که او می‌داند چه چیزی می‌خواهد و چه هدفی از طراحی هر لباسی دارد. سردبیر مجله‌ی ووگ در تعریف شخصیت الکساندرمک کویین می‌گوید که هیچ کس اندازه‌ی او به چیزی که از دنیای مُد می‌خواهد، مطمئن نیست.



الکساندر مک کوئین ؛ یک برند غیر متعارف
شگفت زده شدن مشتری

عنصر اساسی یا «جوهره»ی برند الکساندر مک کوئین، دیوانگی است و دیوانگی، مفهومی نیست که برند با صدای بلند فریادش کند، بلکه مخاطب آن را از نحوه‌ی برقراری ارتباط با بازار آن، به خوبی درک خواهد کرد. ارتباط با بازار می‌تواند از طریق فشن شو‌ها، کمپین‌های تبلیغاتی، برندسازی اشتراکی و کلکسیون‌های فصلی برقرار شود. مک کوئین یک برند غیر متعارف است، برندی که سال‌ها سودی عاید بنیان‌گذار آن نمی‌کرده است. پس از آن‌که گروه گوچی (Gucci Group) 51 درصد از سهام آن را خریداری کرد، بارها تصمیم به تعطیل کردن آن گرفت و تنها عامل بازدارنده، اعتقاد طراح و تیمش به کلکسیون‌هایشان بوده است. برای کمک به رشد و سودآوری برند، گروه گوچی مک کوئین را به سمت محصول‌های جدید سوق داد. در سال ۲۰۰۳ اولین عطر برند مک کوئین روانه‌ی بازار شد. این عطر با همکاری یکی از زیرمجموعه‌های گروه گوچی ساخته شد تا بر اعتبار آن بیفزاید و احتمال فروش را افزایش دهد.

یکی دیگر از سیاست‌های گروه گوچی، کاهش قیمت کلکسیون‌های الکساندر مک کوئین بود. معمولا با کاهش قیمت، جایگاه برند لوکس در ذهن مشتریان را از بین می‌برد. اما شهرت الکساندر مک کوئین و دلیل لوکس بودن آن، قیمت‌هایش نبود، بلکه دیوانگی‌ای بود که در هر کلکسیونش وجود دارد. یکی از تجربه‌های منحصربه‌فرد برای مشتریان و درگاهی مناسب برای انتقال پیام برند، حضور در یکی از مغازه‌های کلیدی مک کوئین است که در لندن قرار دارد. این مغازه‌ی دو طبقه، دو تجربه‌ی دیجیتال متفاوت برای مشتریان به وجود می‌آورد. در بدو ورود میزی دیده می‌شود که صفحه‌ای بر روی آن قرار دارد. این صفحه به مشتریان امکانی می‌دهد تا آخرین کلکسیون‌ها را با هم ترکیب کنند و هر کدام از استایل‌هایی را که در دوست دارند، روی پرده‌ی پروژکتور ملاحظه کرده و آن را برای خود ایمیل کنند. در طبقه‌ی دوم، آینه‌ای دیجیتالی وجود دارد که به افراد امکان می‌دهد عکس خود را با لباس‌های برند مک کوئین در هر رسانه اجتماعی که بخواهند برای دوستان خود بفرستند. البته ورود به حساب کاربری اشخاص خودش چالشی است که بسیار جای کار دارد. شاید هنگام تصمیم‌گیری در مورد ارائه‌ی تجربه‌ی دیجیتال، بدیهی‌ترین راه‌حل انتخاب آخرین تکنولوژی‌ها باشد، اما اگر نسبت به جزئیات دقت نشود (مانند ورود به حساب کاربری هر فرد و امنیت آن‌ها)، می‌تواند تاثیری معکوس بر مخاطب بگذارد. اما اگر تنها معیار انتخاب بازدهی مالی آن باشد، احتمالا شگفت‌زده شدن مشتری آخرین اتفاقی است که خواهد افتاد. مشتریان مک کوئین کاستی‌های آن را به تجربه‌ای منحصربه‌فرد، خواهند بخشید.

یکی دیگر از اتفاقاتی که در تاریخچه‌ی الکساندر مک کوئین ثبت خواهد شد، برندسازی مشترکی بود که با Damien Hirst، هنرمند مدرن و امروزی داشت. مک کوئین طراحی زیورآلات برند خود را به مناسبت ۱۰ سالگی تولید زیورآلات، به وی واگذار کرد. این مجموعه شامل ۳۰ عدد روسری بود که جمجمه‌ی انسان، در تمامی طرح‌ها حضوری پررنگ داشت. بسیاری از کارهای Damien Hirst، متمرکز بر زندگی و مرگ است. برای تبلیغات این کمپین نیز یک ویدئوی ۱:۲۰ ثانیه‌ای ساخته شد، صفحه‌ی اصلی وب‌سایت برند به توضیح آن اختصاص یافت و رسانه‌های اجتماعی مک کوئین نیز بسیار آن را بازنشر دادند. الکساندر مک کوئین برای کالکشن بهار و تابستان ۲۰۱۴ خود، فیلمی Narrative دار ساخت که بتواند در مورد کلکسیون خود توضیح دهد. برند لوکس همیشه به معنی برقراری رابطه‌ی احساسی با مخاطب و هنری بودن است، اما ویدئوی این کلکسیون سیاه و حتی کمی ترسناک است. فضای سیاه این فیلم برقراری ارتباط با کلکسیون لباس را برای مخاطب سخت می‌کند. حضور Kate Moss شاید دلیلی برای ترغیب مشتریان بود که این فیلم را از ابتدا تا انتها ببینند. برای آن‌که فیلم قابل اشتراک‌گذاری باشد، هزینه‌ی زیادی صرف کمپین‌های آنلاین در رسانه‌های اجتماعی شد. Narrative روی فیلم، به برند امکان می‌دهد تا در میان همه‌ی سروصدای سایر برندها، جایی برای خود پیدا کند. پست شدن ویدئو در رسانه‌های اجتماعی، به معنی آن است که مشتری باهوش این ویدئو را حتما خواهد دید. به هر حال باید توجه کرد که شخصیت الکساندر مک کوئین، بسیار متفاوت از مد تجاری شده است و جانشین وی نیز، این راه را ادامه خواهد داد و در هر کلکسیون و هر جایی که با مشتری ارتباط برقرار می‌کنند، «دیوانگی» را فریاد خواهد زد.


More: www.alexandermcqueen.com
lib.baniform.ir/alexander-mcqueen
lib.baniform.ir

دیدگاه شما درباره این نوشتار چیست؟

دیدگاه شما:


Loading Facebook Comments ...
Visit Us On TwitterVisit Us On FacebookVisit Us On Instagram