مد و مدگرایی

رده : اصطلاحات, تاریخچه, طراحی مد و لباس (فشن), مقالات, وب نوشت
FavoriteLoading / بررسی فهرست ' rel='nofollow'> + افزودن به فهرست / بررسی فهرست

مد و مدگرایی

[۱]

مد شاید از آن دسته از پدیده های جمعی باشد که حتى در تجربه روزانه صِرف، زودتر از هر پدیده دیگری این نکته را روشن مى‌‏سازد که در رفتارهاى ما، امری اجتماعى وجود دارد.

هربرت اسپنسر تحت عنوان نهادهاى تشریفاتى، خاطرنشان مى‏سازد که مد یکى از خصائص همرنگى با جماعت است. درست است که مد از بعضى جهات به مراسم دیگر شبیه است، اما با رفتارهاى تشریفاتى، مثل هدایا و بازدیدها که روشن‏گر نابرابرى‏ها و تفاوت‏ها است، عمیقاً فرق دارد. مد به عکس این گونه تشریفات، موجب شباهت به اشخاص طبقه بالاتر مى‏شود و در واقع نوعى تقلید ناشى از رقابت است (در برابر تقلید ناشى از پسند و ستایش) و رفته رفته باعث برابرى مى‏شود و به خوبى در خور جامعه‏ اى است که از وضع مترتب (نظامى) بیرون آمده، به سوى دموکراسى (جامعه صنعتى) قدم بر مى‏دارد؛ اما این پدیده غیر از ایجاد همرنگى و برابرى، جنبه ‏هاى دیگرى نیز دارد: به نظر کروبر، مد عبارت است از تفاوت و تغییر، آن هم تغییری خاص؛ زیرا در حالى که بسیارى از پدیده هاى اجتماعى بر اثر رشد درونى یا علل بیرونی، دگرگون مى‏شوند، مد، تغییرى بى‏دلیل و در واقع تغییر به خاطر تغییر است.


به نظر نویسندگان دیگر، این دو جنبه از مد را نباید متضاد و جدا از یکدیگر شمرد؛ بلکه باید آنها را به هم پیوند داد و چنان که فلوگل مى‏گوید، غرابت مد در همین است. مد یک حرکت نیست؛ بلکه عبارت از دو حرکت است؛ یکى این که افراد طبقات پایین را به افراد طبقه بالا شبیه مى‏کند و دوم این که افراد طبقات بالا را وادار مى‏کند تا وضع گذشته را رها کنند و نگذارند افراد طبقات پایین به آنان شبیه شوند.

از لحاظ روانى، مد با نوعى خودنمایى و نیاز به جلب توجه دیگران بستگى دارد و این نیاز را به قول فلوگل باید در بافتى از همچشمى جنسى و اجتماعى درک کرد.

به عقیده فیلسوف آلمانى، گئورگ زیمل، مد، هم میل به همرنگى با دیگران را ارضا مى‏کند و هم میل به جدایى و ممتاز بودن از دیگران را. فرد با پیروى از مد، هم خود را متفاوت و بدیع احساس مى‏کند و هم مورد تایید اکثریتى که مانند او رفتار مى‏کنند، مى‏داند. بنابراین، مد یک نهاد اجتماعى مهم و قابل توجهى است که میان میل به همرنگى با دیگران و تایید آنان و ایمنى، از یک سو و میل به ممتاز بودن و برجسته و خاص بودن، از سوى دیگر، تعادل مناسبى به وجود مى‏آورد و به اصطلاح براى ما حادثه بی خطرى است.


اخیرا نیز بعضى از دانشمندان خاطرنشان کرده‏ اند که در هر دوره تاریخى، میان سبک معمارى و سبک پوشاک، نوعى نزدیکى یا خویشاوندى وجود دارد. چنین تجزیه و تحلیلی، هنوز جنبه کاملا نظرى دارد. کروبر با اندازه‏گیرى مجموعه‏اى از تصاویر مد، مربوط به سال‏هاى میان ۱۷۸۷ و ۱۹۳۶م. به نتایج نسبتا دقیق و عینى دست یافت که نشان مى‏دهد مد، ریتم هایى مخصوص به خود دارد.

بسیارى از جریان‏هاى دیگر مد لباس، به عنوان یک پدیده جمعى، از جمله نشر آن در لحظه‏ اى از زمان و در مکان جغرافیایى و مکان اجتماعى (یعنى بر حسب سن و نوع مسکن و مراتب اجتماعى و اقتصادى) و نیز راه‏هاى آن، قابل تحقیقات عینى است و بعضى از این واقعیات گاه به صورت جزئى جمع ‏آورى شده است؛ ولى جا دارد که این بررسى ‏ها دنبال شود و پدیده مد در خانه، وسایل خانه، اتومبیل، اعتقادات، نهادها، علوم و در زمینه‏ هاى دیگر نیز بررسى شود. با این همه، مطالعه پدیده جمعى مد، هنوز از حدود مشاهده فراتر نرفته است.


مد و مدگرایی

مدگرایی[۲]

در خصوص مسائل مد گرایى و گزاره هایى از این دست باید این را در نظر داشت که مد، بازتاب و انعکاس لایه‏هاى زیرین فرهنگى جامعه است؛ بدین معنی که اگر فرهنگ جامعه از عمق و غنا برخوردار باشد و از دستمایه‏هاى فلسفى بهره برد، بازتاب و انعکاس این دستمایه‏هاى فرهنگی در روبناى جامعه، به صورت ظاهری تجلّى پیدا مى کند. این تجلى در هر عصر و هر مقطع و هر دوره، که عموما این دوره‏ها امروزه مقاطع ده ساله را در بر مى‏گیرد، تحقق مى‏یابد. پس در واقع هیچ‏گاه مد و پدیده‏هاى نو در ظاهر رفتار و گفتار و کردار افراد دفعتا بوجود نمى‏آیند و از ریشه خاصى نشات مى‏گیرند که آن ریشه در مبانى فلسفى جامعه وجود دارد و به عمق‏ها و لایه‏هاى زیرین جامعه بر مى‏گردد. البته مد، گاه جعلى است و گاه اصیل و ریشه‏دار. اگر مد تقلیدى آگاهانه یا جدا از گزاره‏هاى مربوط به مبانى فکرى یک جامعه دیگر باشد، جعلى است و نوعى حرکت تقلیدى شمرده مى‏شود.


در فرهنگ خواص یا در فرهنگ نخبگان و نخبگان فرهنگى و نیز در حوزه فرهنگ عوام، عوام الناس فرهنگى، هم مد وجود دارد؛ در حوزه فرهنگ عمومى یا ملی که حاصل جمع فرهنگ خواص و عوام محسوب مى‏شود، باز مد به صورت دیگرى حضور دارد.

ادوار مدگرایی به تحولات اجتماعى و جنبش‏هاى اجتماعى بر مى‏گردد. در دهه ۶۰ جنبش بیتلیزم در امریکا موضوعیت داشت، در دهه ۷۰ میلادى جنبش هیپى‏ها و هیپیزم، در دهه ۸۰ میلادى مقوله پانک و و پانکیزم، در دهه ۹۰ میلادى مقوله رپ و رپیزم.

مد و مدگرایى در واقع نوعى نوگرایى است؛ یعنى نمی توان توقع داشت که نسل بعدى مثل نسل فعلى و نسل قبلى پوش، گویش و رفتار یکسانی داشته باشد.

۱. استوتزل، ژان؛ روان شناسی اجتماعی؛ ترجمه علی محمد کاردان
۲. گفت و گو با دکتر عباسی، رئیس مرکز دکترینال امنیت بدون مرز، ماهنامه پرسمان، تیرماه ۱۳۸۲
armitadesign.blogfa.com/post-19.aspx
تمام حقوق محفوظ است، استفاده از محتوا، نقل قول و یا اشتراک با ارجاع به منابع آزاد می‌باشد.

دیدگاه شما درباره این نوشتار چیست؟

دیدگاه شما:


Loading Facebook Comments ...
Visit Us On TwitterVisit Us On FacebookVisit Us On Instagram