نگاهی بر زندگی، اندیشه و آثار کریم رشید

رده : بیوگرافی, تاریخچه, سبک ها, طراحی داخلی, طراحی صنعتی, طراحی مد و لباس (فشن), مبلمان, معماری, مقالات, نمادهای طراحی معاصر, وب نوشت
FavoriteLoading / بررسی فهرست ' rel='nofollow'> + افزودن به فهرست / بررسی فهرست

کریم رشید

نگاهی بر زندگی، اندیشه و آثار ، شاعر پلاستیک

آنچه که من به انجامش می‌کوشم، بهره‌گیری از مبلمان به عنوان رسانه‌ای است تا اندکی پوشیده‌تر درباره‌ی ویژگی‌های عصر سخن بگویم.» این جمله از یکی از مشهورترین و خبرسازترین طراحان امروز، کریم رشید نقل شده است؛ و هنرمندی با استعدادهای فراوان و شگرف که می‌کوشد با دوری‌گزینی از گذشته و سبک‌های تاریخی، با شتابی رعدآسا، دنیای تخیلی ذهن پویایش را -که بی‌شباهت به فیلم‌های علمی-تخیلی معاصر نیست- در عرصه‌ی ملموسِ واقعیت تجسم بخشد و دنیایی سراسر رویایی و احساس‌برانگیز بیافریند. آنچه از این جمله‌ی مشهورِ رشید برداشت می‌شود، اینکه او رایانه و دنیای دیجیتال را یکی از محورهای اساسی طراحی خود قرار می‌دهد و در این رهگذر می‌کوشد تا با نگرشی چندجانبه و وحدت‌گریز، بازتابنده و تحول‌بخشِ عصر خویش باشد. رشید از نخستین طراحان نسل جدید است که طراحی به کمک رایانه را از همان آغاز فعالیت به شکلی جدی در دستور کار خود قرار داد و از این راه، به دستاوردهایی چشمگیر دست یافت. بخش بزرگی از موفقیت رشید، مرهونِ همین توانمندی وی در به‌کار‌گیری ابزار طراحی رایانه‌ای است؛ به طوری که بسیاری از طرح‌های منحصر به فرد وی، بدون مدل‌سازی در نرم‌افزارهای طراحی سه‌بعدی، هرگز صورت عینی به خود نمی‌گرفتند.
گفتنی است که مجله‌ی آمریکایی تایم، در نوشتاری در سال ۲۰۰۱ با عنوان «شاعر پلاستیک»، کریم رشید را به عنوان مشهورترین طراح صنعتی در کل قاره‌ی آمریکا معرفی می‌کند و این به یقین، افتخاری بزرگ برای یک طراحِ برخاسته از مشرق‌زمین است. اما نکته اینجاست که رشید، دوران شکل‌گیری و شکوفایی شخصیت خود را در غرب سپری کرده است و اگر او همچنان در زادگاه خویش، در مصر اقامت می‌گزید، آیا به چنین جایگاهی در عرصه‌ی طراحی جهانی دست می‌یافت؟ این سخن، از آن رو اهمیت دارد که در کشور ما نیز، استعدادهای بی‌همتای طراحی بی‌شمار است که اگر بستر مناسب برای حمایت از ایده‌های آنها فراهم شود، هر یک می‌توانند به دستاوردهایی چشمگیر در عرصه‌ی بین‌المللی دست ‌یابند.
کریم رشید در ۱۸ سپتامبر سال ۱۹۶۰، در قاهره، پایتخت مصر، از پدری مصری و مادری انگلیسی به دنیا آمد. وی در دوران کودکی، به همراه خانواده به انگلستان مهاجرت کرد و سپس، بخش عمده‌ی دوران نوجوانی خود را در کشور کانادا سپری کرد. کریم نیز به مانند اغلب طراحان و نوآفرینان تاریخ، از همان اوان کودکی، فریفته‌ی تغییر و تحول بود و به هر چیز، از دریچه‌ای نو و دیگرگونه می‌نگریست. وی در گفتگویی می‌گوید:


کریم رشید
تصویر ۱ – نمونه‌ای از طرحِ کاغذدیواری سراب از مجموعه‌ی چندجهانی (مولتی‌ورس)، گلامورا، ۲۰۱۳

من فکر نمی‌کنم که طراح شده‌ام؛ من فکر می‌کنم که همیشه یک طراح بوده‌ام. من در سنِ پنج‌سالگی در لندن به مأموریت زندگی‌ام پی بردم. من در آن زمان در انگلستان، همراه با پدرم، ساعت‌ها به کشیدنِ طرحِ کلیساها می‌پرداختم. او به من دیدن را آموخت؛ او به من در آن سن، مناظر و مرایا () آموخت و به من آموخت که می‌توانم هر چیزی را طراحی کنم و همه‌ی جنبه‌های چشم‌اندازِ فیزیکی‌مان را لمس کنم. یادم می‌آید همراه با پدرم، در حال کشیدن نمای یک کلیسای جامع بودم؛ اما همواره می‌خواستم چیزی را تغییر دهم، شکلِ پنجره‌های گوتیک را دوست نداشتم؛ بنابراین، آنها را از نو طراحی کردم. پنجره‌ها را به شکل بیضی کشیدم. همچنین، یادم می‌آید که در یک مسابقه‌ی نقاشی کودکان برنده شدم؛ موضوع نقاشی من، بار و بُنه و اسباب سفر بود. ایده‌های خودم را از چگونگی سفر به تصویر کشیدم. در آن دوران، درباره‌ی هنرمندان در سراسر جهان کتاب می‌خواندم. در سراسر دوران کودکی، به کشیدنِ طرحِ عینک، کفش، رادیو، چمدان و … مشغول بودم. طراحی، هنر، ، مُد، فیلم، همگی برای من یکسان بودند: آفرینش، زیبایی و ارتباط. من همواره از کودکی، رویای تغییر در سر داشته‌ام. به باور من، هر طراح یا هنرمندی، همواره می‌خواهد که چیزی به فرهنگ بیافزاید و در آن مشارکت کند.»
در پی این انگیزه‌های درونی، رشید برای مدتی به موسیقی و نوازندگی علاقه‌مند شد و بخشی از نوجوانی خود را، در سال‌های دهه‌ی ۷۰، در کافه‌ها و کلوب‌ها به عنوان صفحه‌گردان موسیقی (دی.جی.) سپری کرد. اما دیری نپایید که با دنیای پرهیاهو و پرتکاپوی آشنا شد و تحصیلات خود را در این رشته در «دانشگاه کارلتون» در ایالت اوتاوا در کانادا آغاز کرد و در سن ۲۲سالگی، در سال ۱۹۸۲، در مقطع کارشناسی از این دانشگاه فارغ‌التحصیل شد. سپس، وی برای تکمیل تحصیلات خود، رهسپار ایتالیا شد و در شهر ناپل، در مکتب استادان و طراحان نامداری، همچون گائِتانو پِشِه و اتوره سوتساس، به دانش‌اندوزی پرداخت. آموزه‌های سوتساس از انقلاب فرم و رنگ که آن روزها تحت نام به جهان معرفی شده بود، تأثیری ژرف بر رشید جوان به جای گذاشت.

صندلی باونس
تصویر ۲ – باونس، گوفرام، ۲۰۱۴

رشید پس از پایان تحصیلات تکمیلی‌اش، به مدت یک سال در استودیو و کارگاه رودولفو بونِتو در میلان به کارآموزی پرداخت و تجربه‌ی بسیار مفیدی اندوخت. بونتو در دهه‌های ۶۰ و ۷۰، مسؤول طراحی بسیاری از محصولات پیشگام آن زمان از پلاستیک اِی.بی.اِس. و پلی‌اتیلِن بود و در نتیجه، کار با او فرصت مغتنمی را برای رشید جوان فراهم آورد تا رویکردهای آینده‌ی حرفه‌ای خود را شکل دهد. وی رمز و راز جان بخشیدن به مواد جدید را در کارگاه بونِتو آموخت و از آن به عنوان سبک تازه‌ای از بیان بصری در همه‌ی زمینه‌های طراحی بهره گرفت. رشید پس از توشه‌ی ارزشمندی که از میراث طراحی ایتالیایی برگرفت، به کانادا بازگشت؛ اما به منظور جامه‌ی عمل پوشاندن به رویاهای بلندپروازانه‌ی خود و مهم‌تر از همه، کسب شهرت در مقیاسی فراگیرتر، تصمیم گرفت رهسپارِ مهدِ هنر مدرن غرب، نیویورک شود. وی در سال ۱۹۹۱، کانادا را ترک گفت و نخست به تدریس هنر و طراحی در «مؤسسه‌ی پرات» در نیویورک مشغول شد. اندکی بعد، در سال ۱۹۹۳، استودیوی شخصی خود را بنیان نهاد و به شکلی جدی و خستگی‌ناپذیر به دنیای حرفه‌ای طراحی صنعتی گام نهاد.
کریم رشید، کوچ‌ به نیویورک را، بزرگ‌ترین چالش و نقطه‌ی عطفِ زندگی خود برمی‌شمرد. وی درباره‌ی این تصمیم سرنوشت‌ساز می‌گوید: «من با هیچ به نیویورک نقل مکان کردم؛ نه دوست و آشنایی، نه پولی، نه ویزایی و نه آپارتمانی، هیچ! زندگی بسیار سختی داشتم، به شدت بیمار و افسرده و از نظر فکری، تنها بودم. تنها با تدریسِ پاره‌وقت در یک دانشکده‌ی طراحی در پرات زندگی بخور و نمیری داشتم، اما از طریق آن توانستم اجازه‌ی اقامت بگیرم و با حقوق ناچیزش روزگار را بگذرانم تا اینکه سرانجام، با پولی که پس‌انداز کردم، یک دستگاه رایانه‌ی اَپل خریدم. با شرمندگی، در سنِ ۳۳سالگی، از پدر و مادرم برای پرداختِ اجاره‌بهای یک اتاقک زیرشیروانی پول قرض گرفتم. با ماکارونی ذرت و شیر سویا زندگی می‌کردم؛ تا اینکه سرانجام پس از تماس با حدود صد شرکت، اولین پروژه‌ام را گرفتم و شروع به ساماندهی یک چهارچوب کاری کردم و بسیاری از ایده‌های خودم را، بی‌توجه به مشتریان، توسعه دادم. ما باید فرصت‌هایمان را خودمان بیافرینیم. زنگ تلفن به صدا درنمی‌آید، مگر آنکه شما آنچه را که می‌توانید انجام دهید، به جهان نشان دهید.»


صندلی زائر
تصویر ۳ – صندلی زائر، ایریا، ۱۹۸۵


یکی از نخستین آثار مبلمان رشید که در دوران دانشجویی او طراحی شده و تا حدودی تأثیرپذیری او را از سبک طراحی ایتالیایی نشان می‌دهد، صندلی زائر نام دارد. این صندلی که در سال ۱۹۸۵، برای شرکت کانادایی ایریا طراحی شده، پیکره‌ای منتظم با گوشه‌ها و لبه‌های تیز و خطوط راست را به نمایش می‌گذارد و از نخستین حرکت‌های رشید برای بهره‌گیری از نماد و نشانه در فرم حکایت می‌کند؛ مسیری که بعدها به طراحی مجموعه‌ای از عناصر و نشانه‌های انحصاری کریم رشید منتهی شد و بخشی از بصری طرح های او را شکل بخشید. وی در سال ۲۰۰۶ در پی ‌های نشانه‌شناختی خود، مجموعه‌ای وسیع از عناصر سرامیکی در قالبِ گلدان، کاسه، مجسمه و توتم با عنوان نمادین طراحی کرد که از سوی شرکت ایتالیایی سرامیک‌سازی بیتوسی به تولید رسید و بخشی از هویتِ نمادین انحصاری رشید را مجسّم نمود. وی همچنین این زبان بصری پویا و بازیگوشانه را در طراحی مجموعه‌ای از ظروف چینی به نام سرامیکون برای شرکت پرتغالی ماتسرامیکا در سال ۲۰۰۷ به کار گرفت.
کریم رشید سنّت‌شکن است؛ او فرهنگ را امری پویا و انعطاف‌پذیر می‌داند و از این رو، پیوسته با کلیشه‌های فرهنگی به مقابله برمی‌خیزد. برای نمونه، از دیدگاه او، رنگ موضوعی در انحصارِ سن و جنسیت نیست؛ رشید از رنگ سیاه بیزار است و همواره با کت و شلوار و لباس‌های صورتی یا سفید ظاهر می‌شود. برخی، شاید این گرایش وی را تنها ژستی مُدگرایانه و زودگذر برای جلب توجه بپندارند؛ اما وی آن را تلاشی برای بازتعریفِ کلیشه‌ها و قراردادهای فرهنگی برمی‌شمارد. رنگ صورتی، از نگاه رشید، صرفاً رنگی دخترانه و سطحی‌نگرانه نیست؛ بلکه بیانگرِ زندگی در لحظه‌ی اکنون است و بیشتر بازتابنده‌ی نگرش و شیوه‌ی زندگی مردی است که می‌کوشد با به چالش کشیدنِ سنّت، تصویرگرِ زندگی در جهانی متکثّر و متنوع باشد. وی در گفتگویی می‌گوید: «رنگ زندگی است و برای من، رنگ راهی است برای تعامل و لمسِ احساسات، روح و روان و ماهیتِ معنویمان. در تاریخ هنر مدرن، هنرمندانی بودند که به شکلی جدّی و متمرکز، پژوهش‌های تجربیِ جامعی درباره‌ی رنگ انجام دادند؛ همانند ایو کلاین و نیز مارک راتکو و دیگران. آنها بیشتر زندگی خود را صرفِ پژوهش بر رنگ کردند. زندگی حرفه‌ای من به شکلی ناخواسته، اکتشاف رنگ بوده است.»

مجموعه‌ی تزیینی نمادین
تصویر ۴ – مجموعه‌ی تزیینی نمادین (سمبلیک)، بیتوسی، ۲۰۰۶

برخی از منتقدان بر این باورند که کریم رشید رنگ صورتی را که از دیدگاهِ اغلب مردم یادآورِ عروسک‌های باربی است، به رنگی مردانه متحول کرده است. رشید خود در گفتگویی در این باره می‌گوید: «صورتی، رنگی پرانرژی، درخشان و گیراست و در حقیقت، عزیمتی به دنیای مردانه‌ای که بخش عمده‌ی چشم‌اندازِ مصنوعِ پیرامونِ ما را فرا گرفته است. گونه‌ها و رنگ‌مایه‌های فراوانی از رنگ صورتی برای هر حس و حالی و حتا هر فردی موجود است. صورتی، همچنین به روشنی، پیام‌آورِ مفاهیمِ فرامادیّت، نظم‌گریزی و پیش‌بینی‌ناپذیری (آنتروپی)، نیرومندی و خوش‌بینی قوی است. صورتی، مشکی جدید است.»
رشید، را طرحی می‌داند که انسان را در تجربه‌ی کاربری به نوعی شور، خلسه و سرمستی احساسی و روانی می‌رساند و همچون تجربه‌ای روحانی او را از خود بی‌خود می‌کند و از بندِ زمان و مکان میرهاند. وی می‌گوید: «، تجربه‌ا‌ی شورمستانه (برای کاربر) است. من بر این باورم که اشیا و فضاها نباید موانعی در زندگی باشند، بلکه باید یک تجربه‌ی سرشار از شور و شعف را برای ما به ارمغان آورند. اشیا به ارگانیسم‌هایی تبدیل می‌شوند که ما با آنها زندگی می‌کنیم. آنها طبیعتِ انسانی ما هستند. زندگی ما والایش می‌یابد هنگامی که ما زیبایی، راحتی، آسودگی، و سودمندی را به شکلی یکپارچه با هم تجربه می‌کنیم. این عمقِ بطنی از زیبایی بدین معناست که محتوا، نقشِ بنیادینی در زیبایی همه چیز دارد. من باور دارم که زیبایی، آمیزه‌ای یکپارچه از درون (باطن) و برون (ظاهر) است؛ همانندِ یک نقاشی انتزاعی (آبستره) که ما زیبا می‌پنداریم؛ زیرا در زیر سطحِ آن، محتوا وجود دارد. برون، خودآگاه هست و درون، ناخودآگاه. این دو برای الهام و القای زیبایی باید جدایی‌ناپذیر باشند. بنابراین، کارکرد، مواد، فرم، ، بافت، رنگ و سهولتِ کاربری، همگی در یک شیء یا فضای زیبا جدایی‌ناپذیر هستند.» از این سخنان رشید می‌توان چنین دریافت که وی، زیبایی را ماهیتی صوری و عاریتی نمی‌پندارد و آن را تجسمی یکپارچه از مجموعه‌ای از عواملِ درهم‌تنیده و ملازم برمی‌شمارد و مادامی که این یکپارچگی درونی- بیرونی به درستی تحقق نپذیرد، زیبایی به خلسه و سرمستی نمی‌انجامد.



نشیمن راحتی کوچی
تصویر ۵ – راحتی کوچی، زانوتا، ۲۰۰۷

رشید درباره‌ی سبکِ طراحی خود می‌گوید: «برای یک طراح بسیار دشوار است که سبک خودش را ببیند و جایگاهش را در جهان، خودش تعریف کند. من همواره به آثارم با عناوین و عباراتی همچون «کمینه‌گرایی احساس‌برانگیز» یا «احساس‌برانگیزی» و گاهی اصطلاحاتی همانند «تکنورگانیک» و «اینفوستتیک» اشاره کرده‌ام. من همواره می‌کوشم تا در کارم، سطحی، ولو بسیار ظریف، از اصالت یا داشته باشم، خواه این یک ماده‌ی جدید باشد، یک رفتارِ انسانی تازه، یک فرمِ نو، یک روشِ تولید جدید، یک بازار جدید، یک پیام جدید (که می‌تواند حاوی شوخ‌طبعی، طنزآمیزی، احساسات، معنا و موضوعات اجتماعی و سیاسی باشد)، تجربه‌های تازه یا مفاهیمِ کاملاً نو. حقیقت آن است که طراحی همه‌ی محیطِ مصنوعِ ما را فرا می‌گیرد.»
وی می‌افزاید: «من بر این باورم که فضاهای ما باید نرم، منحنی و مفهومی باشند، و فناوری، اطلاعات بصری، بافت و انبوهی از رنگ را به خدمت گیرند، همچنان که همه‌ی نیازهایی را که برای زندگی در یک محیطِ ساده‌تر، سامان‌یافته‌تر و البته احساس‌برانگیزتر لازم است، برآورده سازند. اتاق‌های گِرد، برای تحریکِ یک محیطِ دوستانه‌ی انسانی‌تر، ماهیتی نرم و ملایم دارند. اما من، افزون بر آن، در آثارم یک وجهِ بسیار زاویه‌دار (هندسی) نیز دارم.»
رشید، در سال ۲۰۰۱، اندیشه‌های تحول‌خواهانه‌ی خود را در کتابی با عنوان می‌خواهم دنیا را تغییر دهم به نگارش درآورد. وی در توضیحِ یکی از دلایل برگزینی این عنوان برای کتاب خود می‌گوید: «معماران در طول سده‌ی بیستم، یک بینشِ آرمانشهری (اتوپیایی) داشتند؛ آنها جهان را تنها یک‌گونه می‌دیدند. در این کتاب، نوشتاری است درباره‌ی اینکه چگونه ما در یک جهانِ بسیار پیچیده زندگی می‌کنیم و اینکه چنین جهانی، نمی‌تواند یک بینش آرمانشهری واحد داشته باشد. من هرگز نمی‌خواهم که بینش خودم را بر هیچ‌ کس دیگر تحمیل کنم؛ من تنها به بی‌شمار تأثیرات زیبایی‌شناختی و احساسی موجود می‌افزایم.»
این گفته‌ی رشید، به روشنی اندیشه‌های پسامدرنیستی او را بازتاب می‌دهد. طراحان ، بر خلاف پیشینیان خود در دوران مدرن، در اندیشه‌ی همسان‌سازی زندگی انسان‌ها نیستند، بلکه با تکیه بر التقاط، تکثّر و تنوع، می‌کوشند برای انسان و تفاوت‌هایش تمایز قائل شوند. بنابراین، در اندیشه‌ی ، تغییر به معنای انقلاب، براندازی و جایگزینی نیست؛ بلکه به مفهومِ تنوع‌بخشی به گزینه‌های موجود است و این همان نکته‌ای است که رشید بارها به آن اشاره می‌کند.



نیمکت-نشیمن پیِرس
تصویر ۶ – -نشیمن پیِرس، سافت‌لاین، ۲۰۱۱

کریم رشید همانند فیلیپ استارک فرانسوی، اعتقادی راسخ به طراحی مردم‌سالار دارد. وی در سال‌های اخیر، اصطلاحِ «دیزاینوکراسی» را ابداع کرده است؛ گرایشی که یک طراحی والا را حقِ اکثریت مردم جامعه می‌داند و آن را از انحصارِ طبقه‌ای خاص درمی‌آورد. بر پایه‌ی این رویکرد، همه‌ی شهروندان حق دارند به یک طراحی متعالی و باکیفیت و در عین حال، کم‌هزینه و دوستدارِ محیط زیست دسترسی داشته باشند و این امر، به عنوان یکی از حقوق انسانی، باید همواره مورد توجه طراحان قرار گیرد. بنابراین، امروز طراحی دیگر یک امتیاز و حق انحصاری نیست و در واقع، یک نیاز و حق بشری شمرده می‌شود. البته بدیهی است که به هنگام رشد و توسعه‌ی تولید انبوه نیز در اوایل سده‌ی بیستم، چنین بینشی در میان اغلب طراحان مشهود بود؛ با این تفاوت که آنها برای دستیابی به چنین هدفی، ناگزیر از استانداردسازی و همسان‌سازی نیازها و علایق بشری بودند و در نتیجه، از تنوعِ احساسات و روحیات انسان‌ها غفلت می‌ورزیدند. کریم رشید و هم‌اندیشان وی، می‌کوشند چنان رویکردی را با تمرکز بر تکثّرگرایی و به رسمیت شناختن نیازها و خواهش‌های متفاوت بشری پی بگیرند و از این راه، ارتباطی حسی، شخصی و منحصر به فرد میان انسان‌ها و فرآورده‌های طراحی برقرار کنند. دیزاینوکراسی چالشی بزرگ پیش روی طراحان قرار می‌دهد؛ آنها باید سه مؤلفه‌ی اصلی این رویکرد را، که همانا طراحی والا ، هزینه‌ی معقول برای عموم و دوستداری محیط زیست است، به شکلی با یکدیگر هماهنگ کنند که نتیجه‌ی آن به فرآورده‌ای چشمگیر و راهگشا بینجامد.



ظروف چینی سرامیکون
تصویر ۷ – مجموعه ظروف چینی سرامیکون، ماتسرامیکا، ۲۰۰۷

کریم رشید در حدود بیش از دو دهه، به شکلی معجزه‌آسا و با شتابی رعدآسا، همه‌ی گستره‌های طراحی را پیروزمندانه فتح کرده است؛ رشید خود می‌گوید: «من همواره خودم را یک تکثّرگرا (پلورالیست) دیده‌ام، حتا هنگامی که یک دانشجو بودم. من چندان تمایلی به ایده‌ی تخصص‌گرایی ندارم و همواره افرادِ خلاقی را که جنبه‌هایی بسیار متفاوت از فرهنگِ بصری را لمس می‌کردند، تحسین می‌کردم. من با خودم عهد کردم که اگر روزی کار خودم را آغاز کردم، آن را گسترده نگاه دارم و در همه‌ی جنبه‌های چشم‌اندازِ فیزیکی پیرامونمان دست ببرم- یک شکل‌دهی فرهنگی.» برایند چنین اندیشه‌ای، شکوفایی افسانه‌ای است با بیش از ۳۰۰۰ طرحِ در حال تولید و بیش از ۳۰۰ جایزه‌ی طراحی که در بیش از ۴۰ کشور جهان، به طور بی‌وقفه به نوآوری می‌پردازد. امروز، اغلب مردم جهان، بی‌آنکه نامش را بدانند، بی‌تردید، در خانه‌ی خود از یکی از فرآورده‌های طراحی کریم رشید بهره‌مندند و این چیزی نیست جز همان آرمان شکل‌دهی فرهنگ که رشید از آغاز در اندیشه‌ی تحققش بوده است. از این روست که وی می‌گوید: «من بیش از آنکه صرفاً یک طراح صنعتی سرسخت و متعصّب باشم، خود را هنرمندی می‌دانم که داعیه‌ی پالایش فرهنگ و شیوه‌ی زندگی انسان‌ها را دارد.»
رشید دستاوردهای طراحان، چه پیشینیان و چه معاصران را پیوسته پیگیری می‌کند و می‌گوید که در این میان، از لوئیجی کولانی آلمانی، اسطوره‌ی بیودیزاین، اتوره سوتساس و جیو پونتی ایتالیایی و میس وان در روهه‌ی آلمانی بسیار تأثیر پذیرفته است. در میان معاصران، به طور کلی، علاقه‌ی ویژه‌ای به طراحان و معماران ژاپنی، همچون تادائو آندو دارد. از نگاه وی، در آثار ایشان، در عین سختی و خشکی، نوعی حساسیت خاص نیز به چشم می‌خورد.



مبلمان راحتی اُرجی
تصویر ۸ – مبلمان راحتی اُرجی (بزم)، آفِکت، ۲۰۰۲

کریم رشید، در سال‌های اخیر بیانیه (مانیفست) مشهوری منتشر کرده است که تا حدودی بیانگر دیدگاه‌های او در زمینه‌ی طراحی در دوران معاصر است. این بیانیه حاوی نکات جالبی است و به طور عمده بر تحولِ نقش و رسالت طراحی و سمت و سوی تازه‌ی آن در جهان امروز تأکید می‌کند:
«امروز طراحی شاعرانه بر مجموعه‌ای از معیارهای پیچیده استوار است: تجربه‌ی انسانی، رفتارهای اجتماعی، موضوعات جهانی، اقتصادی و سیاسی، تعامل جسمی و روانی، فرم، کشش بصری، و گرایشی عمیق برای فهمِ دقیقِ فرهنگِ معاصر. از سوی دیگر، ساخت و تولید نیز، بر گروهی دیگر از معیارهای به هم پیوسته مبتنی است: سرمایه‌گذاری مالی، سهمِ بازار، سهولت تولید، گردشِ اطلاعات و تبلیغات، رشد اقتصادی، توزیع، تعمیر و نگهداری، خدمات، عملکرد، کیفیت، مسایل زیست‌محیطی و پایداری. ترکیب این عوامل، اشیای پیرامون ما را شکل می‌دهند. به فرم‌های ما، فضای فیزیکی ما، فرهنگ بصری ما و تجربه‌ی انسانی امروز ما هویت و شخصیت می‌بخشند. این سازه‌های کمّی، تجارت و کسب و کار، هویت، () و ارزش را شکل می‌دهند. این کسب و کارِ زیبایی است. هر کسب و کاری باید به طور کامل با زیبایی مرتبط باشد- هر چه باشد، این یک نیاز انسانی جمعی است.
من بر این باورم که ما می‌توانیم در یک جهان کاملاً متفاوت زندگی کنیم- جهانی که سرشار از اشیا، فضاها، مکان‌ها، دنیاها، احساس‌ها و تجربه‌های الهام‌بخش امروزین است. طراحی شکل‌دهنده‌ی فرهنگی جهان ما از آغاز بوده است. ما سیستم‌ها، شهرها و کالاهای بیشماری طراحی کرده‌ایم. ما به مشکلات جهان پرداخته‌ایم. اکنون، دغدغه‌ی طراحی دیگر حل مسأله نیست؛ بلکه دقیق و جامعِ محیط‌های ساخته‌ی ماست. دغدغه‌ی طراحی، بهبود زندگی‌های ما از دیدگاه شاعرانه، زیباشناسانه، تجربی، حسی و احساسی است . آرزو و آرمان واقعی من این است که ببینم مردم در مسیر زمان ما زندگی می‌کنند، در جهان معاصر مشارکت می‌کنند و خودشان را از نوستالژی، سنّت‌های کهنه، آداب و رسوم قدیمی، اشیای سطحی، زننده و بی‌معنی رها می‌کنند. ما باید هوشیار باشیم و ساعت خودمان را با این جهان، در این لحظه کوک کنیم. اگر طبیعتِ انسان، زندگی در گذشته است، برای تغییر جهان، ناگزیر باید طبیعت انسان را تغییر داد.»



چراغ روشنایی کوارک
تصویر ۹ – چراغ کوارک اِف۱۳ به صورت دیوارآویز، فابیان، ۲۰۱۱

یکی از ویژگی‌های بارز و شایان توجه در شماری از آثار طراحی کریم رشید، الهام‌پذیری او از سبک «هنر دیدگانی» ، و در پی آن بازی‌های حرکت بصری است. گفتنی است که هنر دیدگانی در اوایلِ نیمه‌ی دوم سده‌ی بیستم، به عنوان یک جنبش و مکتب هنری تأثیرگذار در ، از سوی هنرمندان نامداری همچون ویکتور وازارلی مجاری‌الاصل و در پی او، بریجت رایلی انگلیسی، بنیان‌گذاری شد و بعدها از سوی شماری دیگر از هنرمندان توسعه یافت. هنر دیدگانی، نوعی انتزاع‌گراییِ مبتنی بر سامان‌دهی اشکالِ دوبعدی و سه‌بعدی بود که بر تأثیراتِ دیداری و حرکت نگاه در پهنه‌ی تابلوی نقاشی توجه داشت. آنچه که بیننده در رویارویی با چنین اثری دریافت می‌کرد، یا متکی بر واکنش‌های روان‌شناسانه در حرکتِ نگاه و فرایند دیدن بود و یا صرفاً اشیایی که در ساختمان خود، عنصر حرکت را تداعی می‌کردند. تضادِ رنگ‌مایه‌ها در آثارِ این سبک، توهمِ حرکت را پدید آورده و از این راه، کیفیتی بصری با آمیزشِ دو عنصر تضاد و حرکت حاصل می‌آمد.
آنچه که در آثار هنرمندان آپ‌آرت، شگفت‌انگیز می‌نماید، درک این واقعیت است که آنها در روزگاری به آفرینش آن آثار ظریف می‌پرداختند که هنوز خبری از امکانات تصویرسازی رایانه‌ای نبود و آنها با صرفِ ساعت‌ها وقت و انرژی، با موشکافی و دقتی وصف‌ناپذیر، تابلوهایی بر بوم می‌آفریدند که چشمِ هر بیننده‌ای را مسحور می‌کرد و به حرکت وا می‌داشت. امروز، کریم رشید به لطفِ فناوری رایانه‌ای و با بهره‌گیری از ذوقِ تصویرپردازانه‌ی خود، همان فنون بصری را در برخی آثارِ طراحی خود به کار گرفته و نوعی هیجان و پویایی بصری را به نمایش گذاشته است. کریم رشید، هنرِ طراحی گرافیک را با طراحی صنعتی به نیکی درآمیخته است؛ به طوری که برخی از منتقدان، از او به عنوان یک گرافیست صنعتی نام می‌برند؛ هر چند این عنوان، به هیچ روی نمی‌تواند گویای همه‌ی جنبه‌های سبکِ رشید باشد.



چراغ روشنایی کوارک
تصویر ۱۰ – چراغ روشنایی کوارک اِف۱۳ به صورت سقف‌آویز، فابیان، ۲۰۱۱

در میان آثار مُلهم از آپ‌آرت رشید، می‌توان به چراغ روشنایی کوارک اِف ۱۳ اشاره کرد. این محصول در سال ۲۰۱۱ از سوی شرکت ایتالیایی تجهیزات روشنایی فابیان ارائه شده است. این چراغ با ساختار مشبّک و سه‌بعدی خود، به روشنی یادآورِ نقاشی‌های ویکتور وازارلی است. ساختار مشبّکِ چراغ از آلومینیومِ ریخته‌گری‌شده با جلوه‌ی طبیعی یا رنگ‌شده ساخته شده است که سطح پشتی آن، با بازتابِ نورِ لامپ‌های اِل.ئی.دی، یک جلوه‌ی نورِ حجمی می‌آفریند. گفتنی است که این محصول به دلیل بهره‌گیری از لامپ‌های اِل.ئی.دی با بالاترین بهره‌وری انرژی، نمونه‌ا‌ی موفق از به شمار می‌رود.
از دیگر نمونه‌های این سبک دیدگانی در میان مبلمان رشید، می‌توان به مجموعه کمدها و بوفه‌هایی اشاره کرد که در سال ۲۰۰۸ برای شرکت ایتالیایی هُرم طراحی کرده است. دربِ این کمدها و کابینت‌ها که با عناوینی همچون جزر و و ترکیب نام‌گذاری شده‌اند، مجموعه‌ای از خطوطِ راه‌راهِ برجسته‌ی افقی یا عمودی را به نمایش می‌گذارند که در نمای روبرو، همچون خطوطی کاملاً راست به نظر می‌رسند؛ اما با فاصله گرفتن از نمای روبرو، به دلیل اختلافِ عمق نوارها، تأثیرات دیداری سه‌بعدی می‌آفرینند و بیانگر نوعی اعوجاج و حرکت در محیط پیرامون هستند. رشید در این گونه آثارش، به پردازش نوعی گرافیک سه‌بعدی روی آورده است که زمینه‌ساز نوآفرینی‌های خلاقه‌ی بی‌شماری است.
رشید در تداومِ این گرایش و بر پایه‌ی الگوهای بصری سه‌بعدی‌نمایی هنر دیدگانی (آپ‌آرت)، مجموعه‌ای بسیار وسیع از کاغذهای دیواری در رنگ‌ها، نقش‌ها و بافت‌های گوناگون و محرّک طراحی کرد که در سال ۲۰۱۳ با نامِ مجموعه‌ی چندجهانی از سوی شرکت ایتالیایی گلامورا عرضه شد. یکی از نمونه‌های این مجموعه‌ی چشمگیر، کاغذدیواری سراب نام دارد که در ترکیب‌بندی‌های رنگی متنوعی طراحی شده است و احساسِ حرکت و عمق را بر فضای دوبعدی دیوار به خوبی القا می‌کند.



نمونه‌هایی از کمدها و کابینت‌ها
تصویر ۱۱ – نمونه‌هایی از کمدها و کابینت‌های مجموعه‌های «ترکیب» و «جزر و مد»، هُرم، ۲۰۰۸

در میانِ آن دسته از آثار مبلمان رشید که با رویکردی تصویرپردازانه و گرافیکی طراحی شده‌اند، مجموعه کاناپه‌های راحتی سیت‌کیت کیفیتی بسیار چشمگیر و هیجان‌انگیز دارند. این مجموعه در سال ۲۰۱۴، از سوی شرکت ایتالیایی لوکا‌بافی ارائه شده‌ است. کریم رشید با بهره‌گیری از تنوعی از نقش‌های گرافیکی بر روی این مجموعه، هر یک از آنها را به یک عنصر بصری قدرتمند بدل کرده است. البته گفتنی است که این رویکردِ گرافیکی در ، از سوی برخی دیگر از طراحان معاصر، همچون مارسل وندِرس هلندی نیز پیگیری شده که در نوشتار مربوط به وی بدان پرداخته‌ایم. تصویرنگاری‌های رشید – چنانچه خود وی اشاره می‌کند- بیش از آنکه از نقشمایه‌های سنتی و فرهنگی پیشین برداشت شده باشند، بازتابِ زندگی در عصر دیجیتال هستند و رویکردی آینده‌گرا را به نمایش می‌گذارند.



مبل راحتی
تصویر ۱۲ – مبل راحتی از مجموعه‌ی سیت‌کیت، لوکابافی، ۲۰۱۴


مبل راحتی
تصویر ۱۳ – مبل راحتی از مجموعه‌ی سیت‌کیت، لوکابافی، ۲۰۱۴

رشید، همچنین از دیگر فنون فرم‌آفرینی، همانند ازشکل‌اندازی (دفرمه کردن)، پیچش، خمش، کشش و … در و مبلمان بهره گرفته و «هنر حرکتی» را در شکلِ سه‌بعدی نیز به خوبی تجربه کرده است. این امر تا حدود زیادی مرهونِ اشرافِ وی بر خواص مواد جدید به ویژه پلاستیک‌ها و مواد ترکیبی است. از نمونه‌های شاخص این طیف، می‌توان به نشیمنِ عاشقانه ‌ -که در سال ۲۰۰۶ برای شرکت فرانسوی نوشیدنی‌‌سازی وِو کلیکو طراحی شده- اشاره کرد. پیکره‌ی این نشیمنِ دونفره از دو صندلی روبروی هم به مانند دو گلبرگ تشکیل شده که در مرکز بر روی یک ستون-پایه‌ی فلزی درخشنده جای گرفته‌اند. بر روی این ستون-پایه نیز یک محفظه‌ی یخ نارنجی‌رنگ – که به رنگ سازمانی برندِ مربوط اشاره دارد- برای نگهداری نوشیدنی جای گرفته است که فرصت یک مراوده‌ی صمیمی را همراه با صرفِ یک نوشیدنی ناب برای یک زوجِ دلداده فراهم می‌آورد. در اینجا نیز کریم رشید با بهره‌گیری از فرم‌های سیال و ارگانیک و به لطف فناوری نوین، پیکره‌ای خمیری‌مانند آفریده که بیش از آنکه یک عنصر متداول مبلمان شمرده شود، یک شیء صنعتی مجسمه‌وار و خاطره‌انگیز به شمار می‌رود. دیگر خیزشِ بلندپروازانه‌ی رشید در زمینه‌ی انقلاب فرم، میز نیلِ بی‌پایان نام دارد که پیچشی تودرتو و شگفت‌انگیز را از جنس کورین به نمایش می‌گذارد و دو عاملِ خطای دید و دفرمه کردن را به خوبی درهم می‌آمیزد. این به ظاهر میزِ بی‌پایان به بزرگداشت رود بلند نیل در سال ۲۰۰۷ برای «انجمن صادرکنندگان مصر» طراحی شده است.



نشیمن دونفره‌ی عاشقانه
تصویر ۱۴ – نشیمن دونفره‌ی عاشقانه، وِو کلیکو، ۲۰۰۶


میزِ نیلِ بی‌پایان
تصویر ۱۵ – میزِ نیلِ بی‌پایان
انجمن صادرکنندگان مصر، ۲۰۰۷

برندِ آمبرا همانند آیکیا، همواره کوشیده تا رسالتِ طراحی را با آرمان مسؤولیتِ اجتماعی همراه کند و بدین ترتیب، محصولاتی بیافریند که در عینِ تولید انبوه و بهای ارزان، از کیفیت عالی طراحی برخوردار باشند؛ و این دقیقاً همان رویکردِ دیزاینوکراسی است که کریم رشید همواره تبلیغ می‌کند. بنابراین، ناگفته پیداست که رشید و آمبرا بر پایه‌ی این اشتراکِ دیدگاه، همکاری تنگاتنگ و پایداری را در طول دو دهه‌ی اخیر داشته‌اند. مشهورترین و فراگیرترین محصول کریم رشید تا به امروز، سطل آشغال گاربینو و نسخه‌ی بزرگ‌تر آن، گاربو است که در سال ۱۹۹۶ برای این برند کانادایی طراحی شده است. همه‌ی ما در خانه یا اداره، بی‌آنکه خود بدانیم، یک گاربینو یا گاربو داریم. همچنین، رشید، نسخه‌ی کوچک‌تر این سطل را با نام گاربینی به عنوان یک لیوان جامدادی رومیزی ارائه کرده است. این سطلِ ساده با فرم منحنی نرم از جنس ِپُلی‌پراپیلنِ بازیافتی، هنوز هم یکی از پرفروش‌ترین فراورده‌های آمبرا به شمار می‌رود و به عنوان یکی از نمادهای موفقِ طراحی معاصر در گنجینه‌ی دایمی موزه‌ی هنر مدرن نیویورک جای گرفته است.



سطل‌های گاربینو و گاربینی
تصویر ۱۶ – سطل‌های گاربینو و گاربینی، آمبرا، ۱۹۹۶


صندلی اوه!، آمبرا،
تصویر ۱۷ – صندلی اوه!، آمبرا، ۱۹۹۹


صندلی کوپ
تصویر ۱۸ – صندلی کوپ، مارتِلا، ۲۰۱۲

یکی دیگر از موفق‌ترین طرح‌های رشید برای آمبرا، صندلی اوه! نام دارد که نسخه‌ی نخستین آن در سال ۱۹۹۹ ارائه شده و تولید آن تا به امروز نیز ادامه یافته است. صندلی اوه در تنوعی از رنگ‌های شاد و چشمگیر و فرمِ ساده‌ و بازیگوشانه‌ی خود، آمیزه‌ای از کمینه‌گرایی و احساس‌برانگیزی است. این صندلی با قیمت پایین و کیفیت زیست‌محیطی، به عنوان یک نمونه‌ی برتر طراحی مردم‌سالار همواره از تازگی و هیجان برخوردار است. گفتنی است که مهارت ویژه‌ی رشید در کار با پُلی‌پراپیلن، همچنین در بسته‌بندی‌های تحسین‌برانگیزی که برای برندهای جهانی همچون ایسی میاکی و کِنزو طراحی کرده است، به روشنی آشکار است.
یکی از آثار مبلمان کریم رشید که تا حدودی یادآورِ آثار طراح مشهور فنلاندی، ایرو آرنیو است، صندلی کوپ نام دارد. این صندلی، در حقیقت، فرمی خلاصه‌تر، یکپارچه‌تر و روزآمدتر از صندلی توپ آرنیو ارائه می‌دهد. صندلی کوپ که در سال ۲۰۱۲، برای شرکت فنلاندی مارتِلا طراحی شده، نمونه‌ی عالی محصولی است که یک نشیمنِ نیمه-‌خصوصی برای کاربر فراهم می‌کند. این صندلی از یک پوسته‌ی فایبرگلاس ساخته شده که بر یک پایه‌ی فلزی گردان جای گرفته است. به لطفِ پوسته‌ی تخم‌مرغ‌مانندش، کاربر از یک حریم خصوصی بصری بهره‌مند می‌شود. کاربر می‌تواند با رها شدن در درون این صندلی، در آرامش کامل، مجله‌ای بخواند، با رایانه‌ی همراهش کار کند، یا از یک مکالمه‌ی تلفنی خصوصی لذّت ببرد. صندلی کوپ، به دلیلِ شکل خاص خود، صداهای مزاحم را در مقایسه با صندلی‌های معمول، به مقدار قابل توجهی کاهش می‌دهد. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که آرامشِ بیشتر، بهره‌وری را بهبود می‌بخشد؛ از این رو، استراحت و آرامشِ لذّت‌بخشی که با آرام‌گیری در این فضای نیمه‌-خصوصی فراهم می‌شود، به یقین تأثیر احساسی و روانی ویژه‌ای خواهد داشت. در جهانی که با لبه‌های راست، گوشه‌های تیز و خطوط خشک احاطه شده، آنچه کریم رشید با معرفی این صندلی راحت، نرم و خصوصی آفریده است، تحسین‌برانگیز است. در مجموع، این شیء منحنی، نرم و سیال، از نظر فیزیکی، احساسی گرم و صمیمی به کاربر می‌بخشد و او را همچون پناهگاهی به آغوش می‌کشد.



صندلی نوک
تصویر ۱۹ – صندلی نوک، شاتو داکس، ۲۰۱۲

یکی دیگر از آثار مبلمان رشید که در عینِ سادگی و کمینه‌گرایی در فرم، از جلوه‌ای نوآورانه و چشمگیر برخوردار است، صندلی نوک نام دارد. این صندلی در سال ۲۰۱۲، برای شرکت ایتالیایی شاتو داکس طراحی شده است. «نوک» در زبان انگلیسی، به معنی گوشه یا تورفتگی است و در طرحِ این صندلی، به فرورفتگی‌های باریکی اشاره دارد که بالشتک‌هایی رنگین را در پشتی و دو سوی صندلی در درون خود جای داده‌اند و یک ترکیبِ رنگی شاد و روح‌بخش آفریده‌اند. از دیگر آثار رشید در این طیف مبلمان راحتی- که با نگاهی صرفه‌جویانه و به دور از جلوه‌های تصویرپردازانه طراحی شده‌اند- می‌توان از کاناپه‌ی نشیمن بزم یا اُرجی برای شرکت سوئدی آفِکت (۲۰۰۲) یاد کرد. رشید در این محصول نیز، به منظورِ فراهم کردنِ یک فضای گردهمایی خصوصی، از همان فرم‌های سیال و منحنی‌وار با رنگی تخت و یکدست بهره گرفته و با چهار پایه‌ی فلزی آبکاری‌شده، درخشش آن را دوچندان کرده است.
از دیگر نمونه‌های مبلمان راحتی کریم رشید که گرایشی سیال، پویا و مجسمه‌وارانه را در پردازش فرم به نمایش می‌گذارند، می‌توان به دو نمونه‌ی شاخص، نشیمنِ کوچی برای شرکت ایتالیایی زانوتا (۲۰۰۷) و نیز نشیمنِ پیِرس – به معنی سوراخ کردن- برای شرکت دانمارکی سافت‌لاین (۲۰۱۱) اشاره کرد.



مبلمان راحتی اُرجی
تصویر ۲۰ – مبلمان راحتی اُرجی (بزم)، آفِکت، ۲۰۰۲


میز هاله
تصویر ۲۱ – میز هاله، دیون، ۲۰۱۰


میز هاله
تصویر ۲۲ – میز هاله، ترکیبی شورانگیز از هماهنگی آکریلیک و اِم.دی.اِف

هر چند که سبک طراحی کریم رشید، عموماً با فرم‌های ارگانیک، خطوط سیال و منحنی‌های نرم شناخته می‌شود، اما وی گه‌گاه گرایشی ویژه به فرم‌های هندسی منتظم با خطوط صریح و گوشه‌های راست نشان داده که در نوع خود، بیانگر کمینه‌گرایی در ناب‌ترین شکل ممکن است. یک نمونه‌ی برجسته از این دست آثار او، میز هاله است که در سال ۲۰۱۰ توسط شرکت آمریکایی دیون تولید شده است. این میز، همان طور که از نامش برمی‌آید، به مانند یک هاله‌ی نور می‌درخشد. میز هاله به عنوان یک میز کار، در واقع دستاوردِ کاوش‌های رشید در کاربردِ مواد و فنون منحصر به فرد است؛ ساختار پایه‌ی میز از آکریلیک و سطح رویه‌ی آن از اِم.دی.اِف با جلوه‌ی رنگ پُلی‌اورتان ساخته شده است. این میز، در عین سادگی مفرط، فضاهای ذخیره‌سازی کاملی را برای همه‌ی نیازهای اداری کاربر فراهم نموده است. در این میز، دو محفظه‌ی باز وجود دارد؛ یکی برای بدنه‌ی رایانه و دیگری برای نگهداری یک کیف دستی یا چاپگر کوچک. همچنین، یک کشوی کوچک برای نگهداری قلم و یک کشوی بزرگ‌تر برای نگهداری اسناد، در دو سوی میز تعبیه شده‌اند که با ظرافتی دقیق بر روی دو پایه‌ی آکریلیک جای گرفته‌اند. هاله، به عنوان یک عنصر بصری در هر خانه یا اداره‌ای چشمگیر است.



میز و صندلی از مجموعه‌ی ورتِکس
تصویر ۲۳ – میز و صندلی از مجموعه‌ی ورتِکس، واندوم، ۲۰۱۰

امّا اوجِ این رویکردِ هندسی در تجسمِ گوشه‌های تند و تیز را می‌توان در مجموعه‌ی وِرتِکس مشاهده نمود. مجموعه‌ای خلاقانه که نمایانگرِ توانمندی تحسین‌برانگیزِ رشید در بهره‌گیری از نرم‌افزارهای طراحی رایانه‌ای است. وِرتِکس در اصطلاحِ فنی، به هر یک از گوشه‌های یک چندضلعی یا چندوجهی گفته می‌شود و در اینجا، بیانگر احجامی چندوجهی با سطوحِ تختِ مثلثی است که به شکل میز و صندلی تجسم یافته‌اند. رشید این مجموعه را در سال ۲۰۱۰ برای برند معتبر اسپانیایی واندوم طراحی کرده است. همکاری کریم و واندوم، در سال‌های اخیر، افزون بر این مجموعه، به طیفی چشمگیر از مبلمان و فرش انجامیده است که هر یک در جای خود، شایان توجه است. مجموعه‌ی وِرتِکس که از یک صندلی، صندلی پیشخوان و چند نمونه میز به رنگ‌های گوناگون تشکیل شده، افزون بر فضاهای سرپوشیده، در فضاهای باز نیز کاربری دارد و هر جزءِ آن همانندِ مجسمه‌ای معمارانه و مفهومی در محیط زندگی و کار می‌درخشد. این مجموعه به روش قالب‌گیری چرخشی تولید شده و از این رو، صد در صد قابلِ بازیافت است. ویژگی اصلی قالب‌گیری چرخشی آن است که گزینه‌های بی‌پایانی از تنوعِ فرمی در اختیار طراح قرار می‌دهد و خلاقیتِ وی را برای تجسمِ اشیایی مجسمه‌گونه و یکپارچه توسعه می‌دهد. مجموعه‌ی وِرتِکس، نمونه‌ای بارز از سبکِ اینفوستتیک کریم رشید است.



صندلی پیشخوان (پایه‌بلند)
تصویر ۲۴ – صندلی پیشخوان (پایه‌بلند) از مجموعه‌ی ورتِکس، واندوم، ۲۰۱۰


صندلی هرم
تصویر ۲۵ – (بالا) صندلی هِرَم، نینکامپِر، ۲۰۰۹ – (پایین) مبلمان نشیمن راحتی ایزولا۸، نینکامپِر، ۲۰۰۹

نمونه‌ای دیگر از این سبکِ گوشه‌دار و هندسی را می‌‌توان در صندلی هِرَم رشید به روشنی دید. هرمی چشمگیر و پر نقش و نگار که یادآور اهرام سه‌گانه‌ی مصر، زادگاهِ رشید است و با وجود فرمی خالص و کمینه‌گرا، به شدت تأثیرگذار و احساس‌برانگیز است. هرمِ واژگون بر سطح فلزی چهارگوش، احساسی آکنده از تمرکز، تقارن، نظم و صلابت به بیننده القا می‌کند. صندلی هرم رشید، افزون بر آنکه وسیله‌ای برای نشستن باشد، چونان اهرام مصر، از کیفیتی رمزآلود، ستودنی و جادویی برخوردار است؛ چنانچه همچون یک نماد بصری قدرتمند در محیط پیرامون خود جلوه‌فروشی می‌کند. این صندلی محصول همکاری رشید با شرکت کانادایی نینکامپِر در سال ۲۰۰۹ است و با فرمِ وارونه‌ی خود، به نوعی اندیشه‌های ساختارشکنانه‌ی آفریننده‌اش را تجسم می‌بخشد. کریم رشید، در جایی از خود با عنوان «یک انسانِ چندفرهنگیِ وارونه» یاد می‌کند؛ انسانی که زاییده و پرورش‌یافته‌ی فرهنگ‌های متنوع است و ضمنِ پرهیز از ملی‌گرایی، می‌کوشد جهان‌وطنی بیندیشد و در عین حال، هر چیزی را وارونه و دگرگونه ببیند و پیام‌هایی تازه به جهان انتقال دهد. گفتنی است که وی در همین سال، بر پایه‌ی طرحِ گرافیکی صندلی هِرَم، یک مبلمان نشیمن راحتی چندنفره‌ی پیوسته به نام ایزولا۸ برای نینکامپر طراحی کرد که نمایانگر فرمی سیال، مدور و پرتحرک است. رشید در این دو طرح، پیوند هماهنگِ فرمِ سه‌بعدی و تصویرپردازی دوبعدی را به خوبی به نمایش گذاشته است.



صندلی یک‌نفره
تصویر ۲۶ – صندلی یک‌نفره از مجموعه‌ی اینکلاین سیِرِ ایمبوتیتی، ۲۰۱۱

یکی از شاخص‌ترین نوآوری‌های فرمی رشید در پیکره‌سازی صندلی، در مجموعه‌ی اینکلاین به چشم می‌خورد. پیکره‌ی صندلی، به ظاهر سطحی خمیده و یکپارچه است که برشی مستطیل‌شکل در درون آن، نشیمن را شکل داده است. این صندلی افزون بر ارائه‌ی فرمی نوآورانه و صرفه‌جویانه، کارکردِ نشیمن را نیز به خوبی ایفا می‌کند و گزینه‌ای شایسته برای فضاهای مختلف به ویژه فضاهای عمومی به شمار می‌رود. دو باریکه‌ی جانبی نشیمن با سطحِ شیب‌دار خود، دسته‌های مناسبی را برای راحتی کاربر فراهم کرده است. در حقیقت، فرم این صندلی تا حدودی کتاب‌های فانتزی سه‌بعدی کودکان را به یاد می‌آورد؛ صفحاتی برش و تاخورده که در حرکت، عناصری حجمی و سه‌بعدی را به نمایش می‌گذارند. رشید، این مجموعه‌ی شاخص را در سال ۲۰۱۱، برای شرکت ایتالیایی سیِرِ ایمبوتیتی طراحی کرده است.



نشیمن دو نفره
تصویر ۲۷ – نشیمن دونفره از مجموعه‌ی اینکلاین، سیِرِ ایمبوتیتی، ۲۰۱۱


مجموعه کاناپه‌های شناور
تصویر ۲۸ – مجموعه کاناپه‌های شناور، سَنکال، ۲۰۱۲

اوجِ پیوندِ سنّت و مدرنیته را در رویکردی پسامدرن و امروزین می‌توان در مجموعه کاناپه‌های نشیمنِ موسوم به شناور رشید مشاهده کرد؛ مجموعه‌ای ظریف، زیبا و گونه‌گون که به رغمِ سیمایی مدرن، از پیشینه‌ی سنتی و شرقی آفریننده‌اش حکایت می‌کند. رشید این مجموعه‌ی متنوع را که در حقیقت به کُلاژی از رنگ، نقش و بافت شبیه است، در سال ۲۰۱۲ برای شرکت اسپانیایی سَنکال طراحی کرده است. شناور یک کاناپه‌ی نشیمن امروزی است که برای اهدافی چندگانه طراحی شده است. این نشیمنِ شناورِ باریک‌اندام با دیواری که در پشتِ آن تعبیه شده است، حریم خصوصی کاملی را در فضاهای باز فراهم می‌کند. کاربر می‌تواند پشتش را به آن تکیه دهد، شال یا کت خود را بر آن بیاویزد یا در فضای خصوصی و آرامی که از پشتی بلند آن حاصل شده، زمان انتظار را با راحتی بیشتری سپری کند. یکی از ویژگی‌های اصلی طرح‌های رشید، ترکیب‌های رنگارنگ اوست، که در نگاهِ نخست، گاهی ناممکن و ناهمگون به نظر می‌رسند. محصولات سَنکال، از سوی دیگر، از جنب و جوش و هیجانی کمتر برخوردارند و سیمایی موقرانه‌تر به نمایش می‌گذارند. مجموعه‌ی نشیمنِ شناور، در این میان توازن و تعادلی کامل برقرار کرده است؛ چرا که طراح، اهمیت بیشتری به بافت‌ها داده و تأثیرات رنگ را به جزییاتِ کوچک‌تر، همچون پشتِ سری و بالشتک‌ها (کوسن‌ها) محدود کرده است؛ نتیجه‌ی کار ترکیبی است که در عین اینکه چشمگیر و مهیج است، از نوعی سکون و آرامشِ سنگین برخوردار است. گفتنی است که هر جزء مجموعه‌ی شناور (دسته‌ها، نشیمن، پشتی و پشتِ سری) را می‌توان از ‌ای متفاوت برگزید و یا همگی عناصر را از ‌ای یکسان و یک‌رنگ انتخاب نمود. رشید این مجموعه را در سه اندازه‌ی متفاوت طراحی کرده است: دو نشیمن با پشتی کوتاه و یک نشیمن با پشتی بلند و دیوارمانند. همچنین، می‌توان دو رخت‌آویزِ شاخ‌مانند را که از چوب بلوط پرداخت شده‌اند، به دیوار پشتی متصل نمود. این نشیمن با پشتی بلند خود، می‌تواند نقشِ یک جداکننده‌ی محیطی را در فضای داخلی ایفا کند و افزون بر چشمگیری فضا، به سامان‌دهی آن کمک کند. گفتنی است که کریم برای طراحی کوسن‌ها و پشت سری‌ها، مجموعه‌ای از نقوش را با عنوان قاهره ، با الهامی انتزاعی از نقوش سنتی مصر طراحی کرده است که جلوه‌ای شرقی و نوستالژیک بدان بخشیده است. رخت‌آویزِ چوبی نیز با گوشه‌های گرد و سطحِ صیقل‌یافته، نوعی بازگشت به هنرهای دستی را در عصر فراصنعتی نهیب می‌زند.



مجموعه کاناپه‌های شناور
تصویر ۲۹ – نمونه‌ای از کاناپه‌های مجموعه‌ی شناور با پشتیِ بلند و دیوارمانند و دو رخت‌آویزِ چوبیِ شاخ‌مانند

نوآوری در مواد و ابداع فراورده‌های جدید برای دستیابی به یک فرم نو، همواره از بزرگ‌ترین چالش‌های یک طراح صنعتی است؛ چالشی که مرز میان طراحی مبلمان و طراحی صنعتی را کمرنگ می‌کند و رشید در بسیاری از طرح‌هایش، به خوبی از پسِ آن برآمده است. صندلی باونس که از نوآفرینی‌‌های سال ۲۰۱۴ برای شرکت معتبر ایتالیایی گوفرام به شمار می‌رود، نمونه‌ای شاخص از این بلندپروازی‌های فنی رشید است. باونس به عنوان یک صندلی معلق با قابلیت انبارش، زیبایی‌شناسی فرم و کارکرد نشیمن را به لطف بهره‌گیری از مواد بسیار سبک درآمیخته است. این صندلی از یک ساختار فلزی لوله‌ای ساده و قطعاتی به ظاهر خمیرمانند تشکیل شده که از انعطاف‌پذیری و نرمی مناسبی برخوردارند و در ترکیب‌های گوناگون رنگی، جلوه‌های احساسی تأثیرگذاری می‌آفرینند. باونس می‌تواند به عنوان نمادِ جدیدِ «کارکردگرایی پاپ» تعریف شود. باونس، پاپ است، زیرا به لطفِ عناصر رنگینش که در ترکیبی بی‌پایان جلوه‌های بصری متنوعی می‌یابند، ماهیتی جسور، شوخ، تازه و درخشان دارد و ما را به طراحی پاپ نزدیک می‌کند. این عناصر رنگین که چونان خمیری کش‌آمده به نظر می‌رسند، در هر چشم‌انداز داخلی حل می‌شوند و چنان دانه‌های تسبیح می‌درخشند. از سوی دیگر، باونس کارکردگراست؛ زیرا اگر فرم باید پیرو کارکرد باشد، در اینجا، هندسه‌ی قطعات به گونه‌ای طراحی شده که اولاً از عهده‌ی وزن کاربر برآید و ثانیاً به شکلی مطلوب به ساختار فلزی متصل شود. راحتی این صندلی از طریق نرمی و انعطاف‌پذیری قطعات و کیفیت فنری پشتی معلق صندلی حاصل می‌شود، بدون آنکه از هیچ بالشتک یا لایه‌ی فومی برخوردار باشد. این تناقض جالب، از طریق پیوند طراحی و مهندسی در شرکت گوفرام حاصل شده است.



صندلی باونس
تصویر ۳۰ – صندلی باونس، گوفرام، ۲۰۱۴

یکی از ویژگی‌های کلیدی کریم رشید در طراحی داخلی، توجهِ موشکافانه و وسواس‌گونه‌ی وی در طراحی جزییات است؛ تا جایی که وی در یک پروژه‌ی محیط‌آرایی، همه‌ی عناصر میکرو را -از دستگیره‌ها و ظروف گرفته تا دیگر عناصر تزیینی- همگی خودش طراحی میکند و به هریک، شخصیت و هویتی متمایز و منحصر به فرد می‌بخشد. عناصر میکرو در طرح‌های رشید، گاهی هویتی چشمگیرتر از پیکره‌ی کلی دارند و همانند یک توتم، یک پیام بصری و عاطفی بسیار نیرومند انتقال می‌دهند. رشید خود اظهار می‌کند که همه‌ی آنچه را که در خانه‌اش دارد، به جز یخچال، خود طراحی کرده است و با ورود جاه‌طلبانه‌ی وی به عرصه‌ی طراحی لوازم خانگی در سال‌های اخیر، در آینده‌ای نزدیک، همه‌ی خانه‌اش، همچون موزه‌ای شخصی و انحصاری خواهد بود.
آنچه که رشید را نسبت به دیگر معاصرانِ پیشرو متمایز می‌کند، بی‌پروایی وی در آزمونِ همه‌ی گستره‌های طراحی است؛ چنانچه عبارت «از قاشق تا شهر» به روشنی گویای وسعتِ تأثیرگذاری رشید در جهان امروز است. وی در همه‌ی زمینه‌های طراحی محصول، ظروف، مبلمان، محیط‌آرایی، روشنایی، بسته‌بندی، پوشاک و مد، هنر، گرافیک و رسانه به دستاوردهای تازه‌ای رسیده است و سبک شخصی و انحصاری خود را به نوعی در همه‌ی این زمینه‌ها متبلور کرده است. شاید از نگاهِ برخی از منتقدان، آثار رشید تا حدودی فانتزی و انتزاعی به نظر آیند؛ اما این جهانِ رویاگونه و احساس‌محور، دقیقاً همان هدفی است که رشید دنبال می‌کند. دنیایی که در آن حتا لوازم خانگی و خودرو نیز از تعاریف متداول رها می‌شوند و چشم‌اندازی کاملاً حسی، فرامادی و فراصنعتی به خود می‌گیرند.

منابع:

•	http://www.6sqft.com/interview-karim-rashid-on-his-move-into-architecture-and-designing-colorful-nyc-condos/
•	http://www.alessi.com/en/products/designers/karim-rashid
•	http://www.architonic.com/pmpro/search/Karim%20Rashid/2/2/1
•	http://www.designboom.com/interviews/karim-rashid-designboom-interview/
•	http://www.designindaba.com/profiles/karim-rashid
•	http://www.dwr.com/category/designers/r-t/karim-rashid.do
•	http://www.insideout.com.au/products/designers-insiders/karim-rashid-article
•	http://www.karimrashid.com/biography_fr.html
•	http://www.karimrashid.com/manifesto_fr.html
•	http://www.stardust.com/KARIMRASHID.html
•	http://www.styleathome.com/decorating-and-design/inside-design/inside-design-karim-rashid/a/978
پژوهش و برگردان:
آزادگان، ایمان، مجله ی دکومان (نشریه ی انجمن صنفی مبلمان و دکوراسیون ایران)، نگاهی بر زندگی، اندیشه و آثار کریم رشید، شاعر پلاستیک، شماره‌ی ۲۶، پاییز ۱۳۹۵
تمام حقوق محفوظ است، استفاده از محتوا، نقل قول و یا اشتراک با ارجاع به منابع آزاد می‌باشد.

دیدگاه شما درباره این نوشتار چیست؟

دیدگاه شما:


Loading Facebook Comments ...
Visit Us On TwitterVisit Us On FacebookVisit Us On Instagram